آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم چقدر زیباست - فـصــــــل تــــازه
یه فصل پاک، یه فصل امن و بی وحشت برای تو که یه گلبرگ زود رنجی ...

دوشنبه 15 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:02 ب.ظ

چقدر زیباست که در اوج تنهایی و غم،

و نفرت و بد خواهی بعضی از دنیا پرستان،

کسی را داشته باشی که عاشقانه نامش را زمزمه کنی

و به شوق دیدنش هر روز پنجره ها را باز بگذاری

و هر وقت دلت خواست در فراقش گریه کنی

من منتظرم

مثل افق که هر سپیده منتظر آمدن آفتاب است

مثل کبوتری نا آرام

که برای اولین بار انتظار را در آشیانه تجربه می کند

مثل عاشقی که منتظر نامه دلدار است

مثل چشم ماه که هرشب برای دیدن تو بیدار است

میان من و تو که صمیمانه دوستت دارم

                       فقط چند شاخه گل بنفشه فاصله است