آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم زندگی - فـصــــــل تــــازه
X
تبلیغات
رایتل
یه فصل پاک، یه فصل امن و بی وحشت برای تو که یه گلبرگ زود رنجی ...

جمعه 6 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:36 ق.ظ

من حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست.....

شاید این اخرین باره که این احساس زیبا هست....

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم....

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو بر گردم.....

هنوزم میشه عاسق بودتو باشی کاره سختی نیست...

بدون مرز با من باش اگرچه کار سختی نیست....

نبینم این دمه رفتن تو چشمات غصه میشینه...

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه....

توازچشمای من خوندی که از این زندگی خستم....

کنارت اونقدر ارومم که از مرگ هم نمیترسم....

تنم سرده ولی انگار تو دستای تو اتیشه....

خودت چشمامو میبندی و این قصه تموم میشه.....!!